کارم از گریه گذشت به این میخندم... انتظار ... نبودنت
دیشب تمام حرفای دلمو به آبجی اولیم گفتم خودمو حسابی سبک کردم و اونم منو درک و راهنمایی میکرد از زندگیم راضی تر از همیشه هستم دوست دارم همینطوری پیش بره از سختی دردها رنجها بیزارم یکی از آجیام قبلا مربی بدمینتون بوده اما چون نقل مکان کرده و باشگاهش تغییر کرده فعلا بازیکنه ۳هفته ای هست اومده بوشهر و با مربی سابقشون صحبت کرده برا دو یا سه هفته شهریشو حساب کنن با تمام دوستاش آشنا شدم همشون عضو تیم بودن به من پیشنهاد دادن تو هم بیا چرا نمیای اولش گفتم کارم چی میشه مدرسه ام چی میشه اما آبجی برام برنامه ریزی کرد تصمیمم تغییر کرد و ثبت نام کردم و اینکه حسابی سرم شلوغ شده شبها مجردی با اجیام با ماشین میریم ساحلی هوای خیلی خوبی داره کناره دریا اما هر وقت میرم و صدای موجهای دریا میشنوم اروم میشم حس میکنم دارم با دریا صحبت میکنم اونم منو تسکین میده ! بسلامتی تابستون خونمون کوبیده و آپارتمان سازی میشه پارکینک زیر زمینی یه واحد ۸۵ یا ۹۰ متری واسه ارایشگام طبقه دوم واحد ۲۷۰ متری طبقه سومم دوتا واحد ۱۲۵ متری میشه که یکیش واسه منه یکی دیگه واسه داداشم. خیلی مدیونه بابامم هر چه دارم اول از خدا بعدش بابام قراره بعد از اینکه گواهینامه بگیرم واسم یه پراید موقت بگیره بعدها خودم عوضش میکنم و ماشینای بالاتری میگیرم حساب دادشمم از من جداست. دارم خیلی حرص میزنم روزهایی که نمیرم آرایشگاه دوستم میرم دفتر صادرات و واردات بابام طرز ثبت سفارش زدن و کامل از کارمند بابام یاد بگیرم واسه خودم تو خونه ثبت سفارش بگیرم و بزنم هر ثبت سفارشی ۲۵۰۰ تومن میشه! دیگه همین !!!!! اوضاعم از همه لحاظ خوبه امتحان آرایشگریمو دادم قبول شدم ولی هنوز مدرک بهم ندادن منتظر صادرش هستم. فکر نمیکردم جز بهترین باشم خانم گودرزی امیدمو زیاد کرد اونم با گفتن کلمه ای مثل ((بهترین))((صبور))((منظم))((باحوصله)) البته بیشتر مدیون دوستم هستم که تا ساعت ۳بامداد بیدار بود و داشت بهم بهترین شنیون یاد میداد که با امتیاز بالا قبول شم دوستی واسه همین چیزا خوبه دیگه به گفته خودش! همونجور که گفتم اوضاعم خوبه اما یه چیزی شوک زیادی به من وارد میکنه اونم صدای زنگ تلفن خونه و شماره ای که اخرش ۷۷۷۰هست میدونم خودشه اما دوست ندارم یه لحظه صداشو بشنوم احساس خستگی میکنم دوباره افسردگی داره میاد سراغم اگر بطور مکرر زنگ بزنه فکر و خیال بد به سرم میزنه و این منو دیوونه میکنه بی صبرانه منتظر تابستون یا پاییز ۱۳۸۹ هستم کی از راه میرسه من از شهرمون دور باشم برا چند ماه.. حال و هوایی عوض کنم فکر و خیالم ازاد باشه و دور از محیط خونه باشم از یه لحاظ خوشحالم مدرکم اگه صادر بشه با دوستم درصدی کار میکنم حقوق میگریم آه ه چه خوبه دستت تو جیب خودت باشه هر روز به مامان بابات نگی پول میخوام .... نقشه های زیادی برا آینده کشیدم امیدوارم همونجور که میخوام پیش بره. اما همه چیز طبق خواسته انسانها پیش نمیره!!!!!!! خیلی خوشحالم از اینکه در عرض سه ماه کلی خودمو تغییر دادم البته به کمک خانواده ام اگه اونا نبودن معلوم نبود چه سرنوشتی داشتم شاید سرنوشت شومی به دنبال داشتم اما خدا رو شکر سرنوشتم تغییر کرد((فکرbfاز سرم بیرون کردم دیگه واسه خودم زندگی میکنم عشق وجود نداره یادم میاد سر زنگ ادبیات این حرفو زدم دبیر حرفمو تحسین کرد بخاطرش یه نمره بهم داد)) کلی ار برنامه ریزیهایی که کرده بودم برا زندگیم تغییر کرد البته با هم فکری خانواده ام احساس میکنم سرنوشت خوبی به دنبال دارم در حال حاضر برا کارآموزی دارم با یکی از دوستانم تو یه آرایشگاه کار میکنم بخاطر کارم پیش دانشگاهیم رو در مدرسه غیر انتفاعی میگذرونم در هفته سه روز کلاس دارم ماباقی روزها میرم آرایشگاه دوستم خدار رو شکر اوضاع کاریم خوبه خیلی چیزها یادگرفتم. یک یا دو سال وقتمو داخل آرایشگاه دوستم صرف میکنم بعدش خودم جداگانه سالن آرایشگاه باز میکنم چه شود در حین کارآموزی کلاسهای تخصصی میرم چون سنم کمه پیشرفت زیادی میکنم تلاشم واسه این کار زیاده هم وقتم صرف یه کار مثبت میشه هم کلی مانی به جیب میزنم آخه یه خانم آرایشگر تو یه روز حقوق دو ماه یه کارمندرو میگیره از دوستم سوال کردم تو این ماه چند تا عروس داشتین گفت:۲۸تانرخشو گرفتم به غیره کارهای متفرقه در هم ضرب کردم شد: دوازده میلیون ششصد و چهل هزار تومان تو یه ماه خیلی خوبه ها بغییر کارهای متفرقه! که به سیزده میلیون...میرسه فکر و ذهنم کامل این قضیه رو گرفته واسه اینکه موفق شم دارم خیلی تلاش میکنم فکر دانشگاه رفتن فعلا از سرم بیرون کردم بعدها میتونم درسمو ادامه بدم تا سرمایه هست باید اینکارو دنبال کنم تا تنور گرمه خمیرو باید چسبوند.بابام واسه این کارم خوابهای خوبی دیده باید تعبیرشون کنم! ((بلاخره حرف یه بنده خدایی رو گوش کردم الان دو ماهکه با مرضیه ارتباطمو قطع کردم واقعا در شان من نبود با این رفاقت کنم از پشت به ادم خنجر میزد)) به امید روزهای آتی ((خدانگهدار)) امیدوارم که حالتون خوب باشه شروع مجددمه قبلا یه وبلاگ در سال ۱۳۸۵ درست کردم بنا به دلایلی در سال ۱۳۸۷ پاکش کردم که بعدها کلی پشیمون شدم. اینروزها تو کوچه بازارها که راه میرم متوجه یه موضوعی شدم اونم زیبایی خانومها دقت کردم اونایی که سبزه رو یا گندمگون هستند خیلی خوشگلتر از سرخ و سفیدپوستا هستند جسارت نباشه تو شیراز بیشتر متوجه این موضوع شدم شیراز که بودم جشن عروسی دعوت بودیم میون صدتا دختر فقط ۳یا۴ نفر خوشگل اونم متوسط بودن اما چندتا عروسی که بوشهر دعوت بودیم از بس خوشگل زیاد بود همه رقابت میکردن که از هم خوشگلتر باشن جدا از این موضوع تیپ قیافه بعضی از سیاپوستا خیلی ناز شده مثل خانم keri hilson & rihanna cassei &mary j &ashanti &beyonce وخیلیهای دیگه صورتشون با نمکه تو این تابستون دارم دورهای اموزش ارایشگری میبینم قراره از مربی آموزشگاه شکایت کنیم من و سه نفر دیگه چون خیلی ریا کاره از حقم نمیگذرم هیچی یاده ما نداده 155هزارتومنم پول گرفته حالشو میگیریم چند تا عکس از این خواننده ها میزارم که آشنا شید Ashanti Rihanna beyonce mary j cassie اینم از این دیگه کلی وقتتون گرفتم بای تا های
![]()






![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |








